جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

405

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

و پس از آنكه تعصب براى قبيله و نژاد را ظلم و فسادانگيزى و دگرگونه‌ساختن چهره زندگى مىداند و آن را با فتنه و آشوب نزديك مىشمارد ، مىخواهد كه اين روش حكيمانه را در هر گونه تعصبى ، به هر رنگ و شكلى كه باشد ، پياده كند و آن را به سبك قانونى درآورد كه با گذشت روزگار بيشتر استحكام مىيابد و مىگويد : « من به وضع مردم نگاه كردم ، هيچ‌يك از جهانيان را نيافتم كه بر سر چيزى تعصب ورزد ، مگر آنكه اشتباه و گمراهى نادانان را همراه دارد و يا آنكه ناشى از دليلى است كه با انديشهء بىخردان سازگار است ! » هركسى درباره آنچه در مفهوم تعصب گفته شده بنگرد ، خواهد ديد كه همه برگرفته از اين اصل به‌هم آميخته‌اى است كه علىبن ابيطالب آن را بيان كرده است : آنهايى كه تعصب مىورزند يا از نادانى است و يا از بىخردى ! و جهل و بىخردى ، هردو ظلم‌وفساد و غروربيجا ايجادمىكند . اين چيزى است كه علىبن ابيطالب در دو گفتار گذشته خود آن را بيان كرده است . هرگونه تعصبى به عقيده علىبن ابيطالب مذموم و ناروا است . مگر آنكه اين تعصب براى فضيلت و عدالت‌خواهى و حقوق توده مردم باشد ! و مگر آنكه اين تعصب به‌خاطر بازستاندن حق و داد طبقات ستمديده از غارتگران و سرمايه‌اندوزان باشد ! و مگر آنكه اين تعصب در راه استقامت ، راستى و پاكى وجدان باشد ! و مگر آنكه اين تعصب نسبت به خود آزادى و شرافت نوع انسان باشد ! و مگر آنكه اين تعصب براى بازگرفتن داد خلق از متعصبان مردم‌آزار باشد ! . . . اما در خطبه موسوم به « قاصعه » مىفرمايد : « اگر به‌ناچار بايد